ابراهيم عاملي ( موثق )

433

تفسير عاملي ( فارسي )

را ميكشتند ، به اين آيه دستور داده شد كه شما مسلمانان در مجازات آنها تجاوز از حقّ نكنيد كه خويشان قاتل و يا هر كس را كه توانستيد بجاى قاتل بكشيد . « وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ » 34 طبرى : يعنى به آخر برسانيد و رفتار كنيد به آن پيمان كه با مردم برقرار ميكنيد در صلح ميان مسلم و كافر حربى و هم در خريد و فروش و اجاره و ديگر قراردادها . مجمع : يعنى قرارداد بوصيّت در مال يتيم را انجام دهيد و هم غير آن را . بعضى گفته‌اند : يعنى آنچه خدا امر و نهى كرده است عهد است و بايد به آن رفتار شود . فخر : عهد هر قراردادى است كه براى استوارى كارى معيّن ميكنند و اين جمله مثل اين جمله است « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » و مثل اين جمله « وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا » و مثل اين جمله است « الَّذِينَ هُمْ لأَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ » كه همه ى اينها ميفهماند هر عقد و هر عهد لازم الالتزام است و دست برداشتن از آن جايز نيست . روح البيان : سلمى آورده كه خدايرا عهد هست بر جوارح آدمى بملازمت آداب و بر نفس او باداء فرائض و بر دل او بخوف و خشيت و بر جان او به آنكه از مقام قرب دور نشود و بر سرّ او به آنكه مشاهده ى ما سوى نكند و از هر عهدى خواهند پرسيد مصراع : ( تا كسى از عهده ى آن عهد چون آيد برون ) « بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ » 35 مجمع : قسطاس با ضمّ و كسر قاف قرائت شده است و معنى مستقيم اين است : راست و درست كه غبن و كمبود در آن نباشد . ابو الفتوح نوشته : زجّاج گفت : ترازو باشد اگر كوچك باشد و اگر بزرگ ، حسن بصرى گفت : قپان باشد ، مجاهد گفت : عدل باشد به زبان رومى ، بعضى دگر گفتند : شاهين ترازو باشد . « وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ » 36 طبرى : مقصود شهادت بناحقّ است ، و تهمت بمردم بر خلاف علم و حقيقت و ادّعاى اطَّلاع بشنيدن و يا ديدن چيزى كه